یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳
یکی دوباری تا حالا سعی کردیم قرار بذاریم ولی هر بار به دلیلی قرارمان ناقرار شد. امشب انگار دیگه قراره همدیگه رو ببینیم. وکمی بعد از ساعت ۹ و در حالیکه باران خوبی میبارد به خونه نیما و افسانه رسیدیم. آنها هم خانه به دوشتر از ما مدام در سفرند و از شهری به شهر دیگر میروند. شاید این اولین بار است که ما در محیطی غیر از قرارهای کاری همدیگه رو میبینیم. هرچند اینبار هم شاید یه جورایی به کارمون مربوط بشه. بعد از خوش و بشهای اولیه و احوالپرسی و البته چای که همنشین دایمی گپ و گفتهای ما ایرانیهاست، و از اونجایی که ساعت هم دیروقت بود، لابلای حرفها برای ضبط آماده شدیم. مسعود شرایط محیطی رو آماده میکرد و من قالب صحبتمون رو با نیما و افسانه مطرح میکردم. مثل همیشه قراره صحبت خودش راه خودشو پیدا کنه. نیما قلم و کاغذ میاره و درباره برخی ملاحظات احتمالی میپرسه، که منم میگم برام تاریخ نگاری اهمیت بیشتری داره تا ملاحظه آدمهای خاص. پیش بینیمون اینه که باید حدود یک ساعت و نیم گفتگومون طول بکشه، که البته خیلی بیشتر از این صحبت میکنیم و هنوز حرف برای گفتن هست، در حین گفتگو افسانه هم مشغول آماده شدن شام میشه و ساعت داره به نیمه شب میرسه که ما خداحافظی میکنیم و البته با یکی دیگه از دوستان قرار داریم!!

یه عکس دسته جمعی پس از ضبط

افسانه و نیما پس از ضبط
نیما آذری و افسانه احسانی اگر چه اقامتگاههای بومگردی نداشتن، ولی از همراهان نخستین روزهای تاسیس اقامتگاههای بومگردی هستند. داستان از اونجایی شروع شده که نیما و افسانه تو جزیره قشم با بیژن فرهنگ دره شوری تو پروژه حفاظت از لاک پشت پوزه عقابی شروع به همکاری کردن. اونجا بود که کارشون رو با جوامع محلی شروع کردن و تو کوره راهی قدم گذاشتن که امروز به مدد تمام تلاشگرانش، شاهراهی بزرگ در مسیر گردشگری ایران شده. تو این همکاری اونها بدون اینکه اقامتگاه داشته باشن، سعی کردن با همکاری مردم جزیره در روستای شیب دراز و بعد روستای طبل، محلهای اقامتی راه اندازی کنن که امروزه بهشون میگیم اقامتگاه بومگردی.
راه اندازی موسسه آوای طبیعت پایدار و همکاری نیما و افسانه با برنامه «کمکهای کوچک سازمان ملل SGP» از یک طرف، و تبدیل شدن جزیه قشم به اولین ژیو پارک ایران، مسیر همکاری مردم جزیره به خصوص زنان در حفاظت از میراث طبیعی، فرهنگی و جانواری این جزیره باز شد. در این راه افسانه نقش موثری در استفاده از صنایع دستی و ایجاد معیشت از طریق آن به جای فشار بر منابع زیستی جزیره داشت. کاری که به نقش آفرینی پررنگ زنان جزیره و استفاده از سوزندوزی منحصر به فردشان در تولید محصولات جدید منجر شد. شاید یکی از مهمترین کارهای افسانه را بتوان حمایت او از تولید عروسکهای بومی و محلی دانست. عروسکهایی که زبان قومیتها، پوششها، فرهنگها و داستانهای ناگفته زیادی شدهاند.
نیما اما، در تمام این سالها بر آموزش پای فشرده و راه توسعه پایدار را در آموزش مهمان و میزبان دیده است. او اولین دوره اموزشی اقامتگاههای بومگردی را با کمک هیات موسس اقامتگاهها تدوین کرد، دورهای که هیچگاه برگزار نشد، اما مقدمهای شد برای برخی دورهمیهای آموزشی که بعدها به همت خود اقامتگاههای بومگردی برگزار شد.